مـــن [سهـیل بیرقی-1395] ***
شهر هرت
من از منيت مي آيد. يعني منم كه مي دانم، منم كه راه را بلدم، چاه را مي شناسم. منم كه اين كار را مي كنم و بسيار از اين منم هاي ديگر... هركس نمي تواند من باشد، يا من بودن كار هر كسي نيست.>"من" در كلوزآپ تصوير (و نه قصه) شهري به هم ريخته است. به زبان عاميانه شهر هرت. شهري كه هر كاري در آن ممكن است، فقط كافي است كه من باشي يا با من باشي. مني كه حريف قانون است و جالب اينكه قانون هم از اين حريف باخبر. مي داند هست و مدام دورش مي زند، اما حريفش نيست. چون او من است و من بودن كار هر كسي نيست.>
من يك هفت خط تمام عيار است. آنقدر قالتاق كه گاهي از خودش فريب مي خورد. فريب ظاهر بي آلايش اش،.. بي آرايش اش. فريب ذكر يا ابوالفضل و يا صميمانه از خوشايند خدا گفتن. >
من فهميده اين شهر قانونمند! پر از مشتري هايي است كه بي قانوني را به مزايده گذاشته اند و هر روز نرخ آنرا بالاتر مي برند، و خوب سنجيده كه در اين هرت آباد، بهترين كاسبي فريب قانون است. فريب و نه زير پا گذاشتن. و براي فريب قانون چه ابزاري بهتر از خود قانون. و اين بزرگترين افسوس فيلم است. زندگي زير چتر قانوني با اين همه گاف و حفره. اينكه قانون فقط يك شوخي است وقتي كه من باشي يا با من باشي...>
آرش سیاوش