ترحم، تسلط و تجاوز [پذیرایی ساده - مانی حقیقی] بهترین فیلم جشنواره سی ام. در برهوتی که فیلم های متوسط رو به ضعیف سالن های نمایش را قرق کرده بودند، «پذیرایی ساده» یک تنه جور فستیوالی بی رمق و خسته را کشید. فیلمی که از نظر حسی بی شباهت به آثار بونوئل نیست و از لحاظ ساختار به سینمای پولانسکی پهلو می زند. «پذیرایی ساده» شرح یک موقعیت ساده است که در ابتدا با لحنی شوخ و شنگ و نزدیک به ابسورد آغاز می کند اما در ادامه هرچه پیش می رود به فیلمی متشنج و مرعوب کننده تبدیل می شود که در انتهایی بیرحمانه، با مرگی تکان دهنده به پایان می رسد. کار مانی حقیقی در «پذیرایی ساده» چه در کارگردانی و چه در بازیگری تحسین برانگیز است. او به خوبی موفق می شود روند صعودی فیلمش از آرامش و سکون به تشنج و تلاطم را برقرار کند و رفته رفته تهور و التهابی بیافریند که به واقع توانایی میخکوب کردن هر بیننده ای را داراست. در این میان، «پذیرایی ساده» با صراحت تمام، معرف شخصیت هایی است که می توان نمودهای عینی و بارزی از آنها را در کلیت جامعه دید. اشاره کنایه آمیز حقیقی به مقوله هایی چون نذر و خیرات و نیز اعتنای درستی که وی نسبت به آسیب پذیری، حقارت و خود فروختگی طبع بشر (که قابل تعمیم به هر نژاد و قوم و فرهنگ است) در برابر انگیزه و قدرتی به نام سرمایه می نماید، در کنار نمایش موازی ذات خودویرانگر قدرت، از «پذیرایی ساده» فیلم محکم و قابل بحثی می سازد که می توان آنرا از نظرگاه های مختلف تحلیل نمود. در «پذیرایی ساده» ابزار قدرت در پروسه ای سه مرحله ای جلوه های خود را نشان می دهد. نخست ترحم که هم می توان آنرا به لطف تعبیر کرد و هم معنایی متکبرانه و جاه طلبانه برای اش در نظر گرفت. بخشیدن سهمی پول نقد که بی روتوش در فیلم مطرح می شود در ابتدای داستان معنایی ترحم برانگیز دارد، و به مثابه بخشش (صدقه، کمک و یا هر لغت مترادف دیگری) از فردیتی صاحب پول به فردیت دیگری فاقد پول است. این اتفاق که با هوشمندی فیلمساز دلیل چندان واضحی نمی یابد رفته رفته به نوعی از میل سلطه جویانه تبدیل می شود و خود را به صورت معامله ای نشان می دهد که پیش شرطش قبول هر چیزی ولو واهی و غلط است که خریدار طلب می کند (نظیر آن سکانس پرسش و پاسخ ریاضی مانی حقیقی با کودکان و یا تاکید بر باردار بودن آن قاطر). اما کار به همین جا ختم نمی شود و این پیش شرط در روند تدریجی و منطقی فیلم چنان اوج می گیرد که از نظر معنایی در مقام ترادف با گونه ای از تجاوز به حریم شخصی فرد قرار می گیرد. تجاوز به حریم احساس، خانواده و مسئولیت. اتفاقی که گواه اش را می توان در دو سکانس طلایی دیگر فیلم جستجو کرد. یکی بحث حقیقی با آن دو راننده کامیون و دیگری مجادله او با مردی که برای نوزاد تازه درگذشته اش گور می کند. حال در این پروسه سه گانه هر آنچه که حقیقی آنرا بازتاب می دهد خودباختگی و تباهی است، هم برای دو شخصیت اصلی و هم برای تک تک آدم هایی که در ظاهر ادعایی دیگر دارند. و نمایش موازی و هم آهنگ ایندو مقوله بی آنکه یکی از دیگری پیشی بگیرد، در کنار عمق معنایی حاضر در پس فیلم، «پذیرایی ساده» را به بهترین دستآورد امسال سینمای ایران و شاید تنها فیلمی بدل می کند که می توان آنرا به بحث و تفسیر گذاشت. پس این چند خط بماند تا زمان اکران فیلم (که امیدوارم محقق شود) ...